تاریخچه تئاتر عربی
-بافت تفکر و ترکیب اندیشه عربی.
-اعراب همیشه در حال کوچ بودهاند.
-از نمایشهای رومیها که در سوریه و شمال آفریقا به طور پراکنده نمایش داده میشده، آگاهی نداشتهاند.
-اشتغال و سرگرمی آنها به هنر شعر غنایی و بالیدن به این نوع شعر که عمدتا به مدح بزرگان و پادشاهان میپرداخته است.
و مدافعان با شور و گرمی خاصی که دست کمی از حرارت مخالفان ندارد، میگویند:ما میتوانیم تعداد فراوانی از مظاهر نمایشی را که دارای ویژگیهای تئاتری نیز باشد، در طول حیات ادبی قوم عرب سراغ کنیم.آن چنانکه«محمد کمال الدین»در کتاب عرب و تئاتر خود گونههایی از آن را نقل کرده است:
-بازارهای ادبی-تجاری دوره جاهلی.
-بازارهای«مربد»و«کناسه»در دوره اسلامی که قرائت شعر در آن مرسوم بوده است.
-تشکیل مراسم دادگاه و محاکمه در مجالسی که به نمایش تئاتر شباهت بسیار داشته است.
-قصهگویان در دوره اموی و گفت و گویی که میان آنها و مردم به صورت تئاتر فی البداهه صورت میگرفته است که غالبا قصهگویان این دوره سوژه اصلی خود را از پیروزیهای عصر اموی الهام میگرفتند.
-نمایشهای بومی مانند نقالی در مصر و سوریه و«شهر فرنگ»و«دوره گردها»در الجزایر که شاعر راوی دورهگرد «عبد الرحمن مجذوب»در مغرب(قرن شانزدهم)بهترین مثال برای تئاتر فولکوریک در این چارچوب است.
-متنهای ادبی-فولکلوریک:که میان داستان و تئاتر در نوسان است که از جمله آنها میتوان به کتابهای زیر اشاره کرد:التیجان در احوال پادشاهان«حمیر»، اخبار ملوک الیمن، الفرج بعد الشدة، التوابع و الزوابع و رسالة الغفران، متن القیامه از«ابن محرز الوهرانی»و متن نمایشی شهادت امام حسین ع که قسمتهای سهگانه آن به سبک تئاتر مجلسی-دینی است و در چارچوب نمایش تعزیه قرار میگیرد که درام این نمایش در قسمت سوم آن یعنی روز عاشورا به اوج خود میرسد.
-آیینهای تولد حضرت رسول ص که در چارچوب تئاتر شادمان(التهانی)قرار میگیرد، که البته اجرای این آیینها تنها به شب تولد حضرت رسول ص منحصر نمیشود، بلکه در مناسبتهای دیگری مانند جشن تولد و مراسم عروسی و... برگزار میگردد.
-متنهای نمایشی که با زبان روایی در سرزمینهای عربی سینه به سینه نقل شده است.
-موال، نوعی شعر که با سازهای موسیقی خوانده میشده و به دو نوع پنج مصراعی و هفت مصراعی تقسیم میگردد.شیخ«کامل الغزی»مورخ حلب در توضیح شعر «موال»در کتاب نهر الذهب فی تاریخ حلب مینویسد: «در مجلس عروسی پشت سر عروس و داماد صفی تشکیل میشود که در دست هر یک از افراد تشکیل دهنده این صف، شمع یا فانوسی روشن قرار دارد.و در حالی که یک نفر شعر«موال»میخواند، بقیه همسرایی میکنند که این خواندن و جواب دادن بیشباهت به گفت و گوی تئاتری نیست.»
نمونههای بالا تنها چند نمونه از انواع بیشمار مظاهر نمایشی است که مدافع پرشور را وامیدارد تا تأکید کند که هنر تئاتر در زندگی عرب، حتی قبل از پیدایش این هنر در غرب، وجود داشته است.با این وجود بحث ما تنها شامل دفاع پرشور در نفی و اثبات نمیشود، زیرا باید در نظر داشت که هر دو گروه موافق و مخالف، مفهوم ارسطویی تئاتر را در نظر داشته و خارج از چارچوب تئاتر یونان آن را بررسی نکردهاند. حال آنکه این ظلم بزرگی است که ما با چشم دیگران به این متون و ویژگی خاص آن که جزئی از تمدن و فرهنگ عربی است، نگاه کنیم.زیرا اگر بتوانیم در آنچه که به این امر ارتباط دارد، سیر زندگی را با مسافت حقیقی آن بررسی کنیم، کلیدهایی به دست میآوریم که به کمک آنها میتوان به عوالم نامکشوف راه یافت.باید فرق بگذاریم میان تفکر یونانی که به جمع و خلاصه کردن زندگی در زمان و مکانی محدود(صحنه)تمایل دارد، و میان تفکر عربی-اسلامی که زندگی را از دو بعد حقیقی آن(دنیا و آخرت)نگاه میکند. شاید کلید اصلی بحث در همین نکته نهفته باشد که عدم توجه عرب به نمایشهای رومی رایج در سوریه و شام مانند تئاترهای«بصری»و«تدمر»و یا در شمال آفریقا مانند تئاترهای«تمجاد»و«قرطاج»به این دلیل بوده که تفکر یونانی اندیشه را به خاک پیوند میزند و گستره آن را تنها به همین جهان مادی خلاصه میکند.حال آنکه تفکر عربی- اسلامی اندیشه را رو به جهان و مطلق هستی باز میکند و آن را از محدود به نامحدود رهنمون میشود.حال اگر تئاتر را به طور خاص، زبان گفت و گو و دیالوگ بدانیم که در آن انتقال تجربه در موضع هجو یا مدح و یا کمدی یا تراژدی، صورت میگیرد و باعث خوشحالی یا اندوه و یا حالات دیگر در تماشاگر میشود، زبان شعر عربی اولین زبان است که اساس آن بر گفت و گو و محاوره نهاده شده است.که به عنوان نمونه میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
-خوانندگانی که امرؤالقیس شاعر بزرگ عرب را همراهی
طرحی برای یک تئاتر عربی
میکرده و اشعار او را میخواندند.و جمع دیگری از مردم که برای شنیدن شعر و تفریح و سرگرمی با شاعر سفر میکردند.
-در زمان پیامبر نماینده بنی تمیم به همراه«زبرقان بن بدر»به عنوان شاعر و«عطارد بن حاجب»به عنوان خطیب برای فخر فروختن به مسلمانان و سرزنش کردن آنان، حاضر میشوند.از طرف دیگر، مسلمانان نیز«حسان بن ثابت» شاعر و«ثابت بن قیس»خطیب را در جمع خود دارند.در این میان صحنه نمایشی پرشوری در میگیرد و شاعر و خطیب هر گروه، منولوگهای شعری و نثری بلند خود را قرائت میکنند که در نهایت حاصل این گفت و گو به وحدت اندیشه و قوام یافتن تفکر اسلامی و یا به شک و جدل منتهی میشود.
-گفت و گوی مباهله حضرت رسول ص و یارانش از یک طرف و نماینده نجران و طرفدارانش از سوی دیگر، صحنهای از صحنههای تئاتری است که در نوع خود جالب و بینظیر است، و ویژگی عمده آن بالا رفتن سطح آگاهی مردم و موضعگیری فکری-سیاسی آنان بوده است.همچنین از این دیدگاه زندگی با ابعاد حقیقی آن بررسی میشود و تنها به اختصار و یا انبوده بودن آن بر روی صحنهای محدود خلاصه نمیشود.
-مجادلات«فرزدق»و«جریر»در بازار مربد که برای تماشاگر پیگیر نمایش، سرگرم کننده بود.در این نمایش هر یک از شاعران لباس خاص میپوشید.فررزدق حله زیبایی بر تن میکرد و سوار بر قاطر میشد.جریر نیز زره بر تن کرده و کلاه خود بر سر میگذاشت و شمشیر به کمر میبست.سپس هر دو به همراه طرفداران خویش وارد صحنه- بازار مربد-میشدند و مبارزه شعری-تئاتری خود را آغاز میکردند که گاه منولوگ طولانی یکی از طرفین جدل، شامل یک نقیضه-شعر کامل-میگردید.
-تا این اواخر مردم در قهوهخانهها و شبزندهداریها، جمع میشدند و با شرکت ابتدایی خود در صحنه نمایش از آن لذت میبردند.مانند اجرای داستانهای هزار و یکشب که یک بازیگر بیشتر نداشت که همان«نقال»بود.در این مراسم دیوار از میان صحنه(نقال بر روی دکه چوبی)و مردم تماشاگر(قهوهخانه نشینها و شبزندهدارها)و دهانها و شمها برداشته میشد، چرا که همزمان با نقل عبارات و تغییر یافتن چهره نقال احساسات مردم نیز به فراخور موضوع نقل گل میکرد.مثلا در جایی که قهرمان داستان در تنگنایی میافتاد مردم فریاد میزدند:«خدا او را حفظ کند»و یا در قسمتی از داستان که خیانتی روی میداد میگفتند:«بر خیانتکار لعنت»و در هنگام فتح و پیروزی فریاد میزدند: «سپاس خدای را که کمکش کرد و یاریاش داد».و یا هنگامی که قهرمان داستان عملیات شگفت خود را آغاز میکرد میگفتند:«خدا تو را یاری کند ای عنتره» 2 و یا هنگامی که نقال، شعر و یا رجز قهرمان داستان را میخواند و یا طبیعت را وصف میکرد مردم فریاد میزدند«طیب، طیب، طیب اللّه».و این شرکت همگانی مردم در نمایش، گاه به صورت دو گروه موافق و مخالف صورت میگرفت.یک عده طرفدار عنتره و عدهای دیگر مخالف آن، که در این میان گاه بحث و جدل به جایی میرسید که به زدوخورد نیز منجر میگردید.نقالان هم همیشه به بهانه اینکه زمان نمایش به پایان رسیده، داستان را در نقطه حساس و اوج نمایشی آن متوقف میکردند و بقیه ماجرا را در شب بعد پی میگرفتند. معروف است که یکی از نقالان شبی نمایش خود را با زندانی کردن قهرمان داستان یعنی عنتره به پایان میبرد و راهی خانه خود میشود.یکی از تماشاگران طاقت نیاورده، و پس از چند ساعت به خانه نقال میرود و نیمه شب او را از خواب بیدار میکند که:بیا و عنتره را از زندان خارج کن.
چنانکه گفته شد اشتباه و خطای محققان تئاتر عربی اعم از موافق یا مخالف، در آنجاست که تئاتر عربی را از دیدگاه یونانی و ارسطویی آن بررسی کردهاند.حال آنکه شایسته
صحنهای از اجرای نمایشنامه«باطالع-الشجره»
نوشته توفیق الحکیم
است با توجه به میراث غنی ادبی-اسلامی، خودمان قوانین و ضوابطی برای تئاتر عربی-اسلامی پیریزی کنیم.همانگونه که علمای نحو با استفاده از آثار ادبی مدون، ضوابط و قواعد نحو زبان عربی را نوشتند.برای دستیابی به این مهم میتوانیم متنهای قدیمی ادبی-مذهبی فرهنگمان را به خاطر غنای آنها به صورت تئاتر و نمایش بازنویسی کنیم.در این راستا و برای روشن کردن چراغ اول، نمایشنامهای با استفاده از آیات قرآنی نوشتهایم که صحنهای از آن را در اینجا میآوریم.البته قبل از هر چیز لازم است توضیحاتی را پیرامون آن یادآور شویم.
در قرآن گفت و گوها و صحنههای دراماتیکی وجود دارد که غنیترین آنها گفتوگوهایی است که در جهنم صورت میگیرد و جنبه تصویری و نمایشی آن بسیار بالاست، و لذا باید در نظر داشت که پس از آماده شدن متن برای تئاتر لازم است کارگردانی آن نیز با ظرافت و هوشیاری صورت گیرد تا تصویرها و نکتههای پنهانی نمایش، دقیقتر و بهتر ارائه شوند، زیرا خداوند در قرآن همواره یک حادثه را از زاویههای گوناگون بررسی میکند و تصویرهای متفاوتی را از یک حادثه واحد ارائه میدهد، و لذا کارگردان باید سعی کند که حتی الامکان تصویرهای پنهانی را آشکار ساخته و اجرای آن را طوری با همدیگر مرتبط سازد که به بافت حادثه اصلی خللی وارد نیاید.
***
مکان:دورنمای آتش روبروی دری باز که در امتداد آن درهها و گودالها پیداست.
زمان:آیندهای غیر عادی و گذشتهای عادی.
شخصیتها:صدای حق، گروه جدید دوزخیان، گروه قدیم دوزخیان و مالکان دوزخ.
(از آن طرف دیوارهای آتشین، صدای آمدن گروههای عذاب شونده شنیده میشود)
صدای حق:چه شدند آنهایی که به جای خداوند خود میخواندید؟
گروه جدید دوزخیان:گمشان کردیم.
صدای حق:در زمره گروهی از جن و انس که پیش از شما به آتش جهنم داخل شدند، در آیید.هرگاه گروهی در آتش داخل شوند همکیشان خود را لعنت کنند.
(درهای جهنم باز میشود و گروه جدید داخل میشوند. مالکان دوزخ با چهرههای وحشتناک و نفسهای عفن و گند آلود به استقبالشان میآیند)
مالکان دوزخ:آیا برای راهنمایی شما پیامبرانی نیامدند؟
جماعت اول از گروه جدید:آری، برای رهبری ما پیامبرانی فرستاده شد ولی ما آنها را تکذیب کردیم و گفتیم خداوند چیزی را نفرستاده و نازل نکرده است.
جماعت دوم از گروه جدید:اگر ما به سخن(پیامبران) گوش میدادیم و اندیشه میکردیم اینک از زمره دوزخیان نبودیم.
مالکان دوزخ:(به گروه قدیم که در جهنم هستند اشاره میکنند):این است گروهی که با شما به دوزخ میآیند.
گروه قدیم از دوزخیان:(از گروه تازهروی بر میگردانند)آنها را خوش آمدی نیست که آنها به آتش فروزان-دوزخ-درآیند.
گروه تازه وارد به دوزخ:(گردنهای گروه قدیم را میگیرند)بلکه شما را خوش آمدی نیست!شما ما را به دوزخ هدایت کردید.چه بد آرامگاهی است.
(دو گروه با همدیگر درگیر میشوند.پس از مدتی، ناتوان و خوار، خسته و ذلیل رو به خدا میگویند)
دو گروه قدیم و جدید با هم:پروردگارا عذاب آنان را که موجب این عذاب شدند و ما را گمراه کردند دو چندان نما!
(بعضی از افراد گروه قدیم، جانی دوباره میگیرند و در میان گروههای تازه، آشنایان خود را میجویند.)
جماعتی از دوزخیان گروه قدیم:چرا ما آنانی را که در دنیا از بدکاران میشمردیم و مسخرهشان میکردیم، نمیبینیم؟
(سکوت، آن طرف دیوار آتش، اهل بهشت در کنار حوض کوثر نشستهاند و از شراب گوارای بهشتی مینوشند.گروه جدید دوزخیان، لحظهای نعمتهای بهشت را میبینند.بیشتر خشمگین میشوند و با کینه به گروه قدیم نگاه میکنند.)
جماعتی از گروه جدید دوزخیان:(با اشاره به گروه قدیم)پروردگارا اینها بودند که ما را گمراه کردند پس عذابشان را افزونتر نما!
(سکوتی دوباره در میگیرد.گروه قدیم، گروه جدید را خیره خیره نگاه میکنند.شکستگی و خواری در نگاهشان پیداست صورتهایشان سیاه و آتشین است و بر روی شعلههای آتش میگردند.)
جماعت اول از گروه قدیم:ای کاش ما در دنیا از خدا و رسولش اطاعت میکردیم.
جماعت دوم از گروه قدیم:خداوندا ما مطیع فرمان پیشوایان فاسد و گمراه خود بودیم.اکنون عذاب آنها را مضاعف گردان و برای همیشه از رحمت خویش دورشان ساز!
صدای حق:هر کس را به قدر استحقاقش عذاب کنم ولیکن شما نمیدانید.
گروه قدیم از دوزخیان:(سرزنش کنان به گروه تازه)شما را بر ما برتری نباشد(هر دو در گناه یکسانیم)
(آتش چهره هر دو را در بر میگیرد.صورتشان از فرط سرخی آتش سیاه میشود)
هر دو گروه از دوزخیان:(شتاب زده و بیقرار)ای کاش ما به دنیا بر میگشتیم و هیچگاه آیات خداوند را تکذیب نمیکردیم و از مؤمنان میبودیم.
(آتش هر دو گروه را در بر میگیرد و آنها را به دره گناهان پرتاب میکند.جهنم آماده پذیرایی میشود!مارهای بزرگ و عقربهای درشت وحشتناک هر دو گروه را در میان میگیرد.)
صدای حق:پس بچشید عذاب را به آنچه که کافر بودید.
***
در این نمایش که تمام دیالوگهای آن از آیات سورههای مختلف قرآن استخراج شده است 3 ، بیشتر عناصر دراماتیک یافت میشود:خروج از زمان و مکان سنتی و معمول، حادثه نمایشی، حرکت تئاتری، دیالوگهای سریع و کوتاه، عنصر غافلگیری، تأثیر و تأثر، ویژگی تعلیم و تزکیه، وجود شخصیتهایی که معمولا در تئاتر حماسی(ملحمی) یافت میشوند، همچون دو گروه قدیم و جدید که دو طرف درگیری هستند، مالکان دوزخ که بیشتر شبیه گروه همسرایان میباشند، صدای حق که سرنوشت و عاقبت دو گروه درگیر را برای آنها روشن و عذاب و عقابشان را توجیه میکند.
همچنین باید گفت این صحنه تئاتر قرآنی به دلیل ویژگیهایی که در ذیل میآید از تئاترهای یونان متمایز میگردد:
-معقول و واقعی بودن گفت و گو و دیالوگ که از واقعیت زمینی نشأت گرفته و مرکب از اجزای همین واقعیت است. واقعیت قابل تصوری که جدال مرگ و زندگی نیز در نهایت به آن منتهی میگردد.
-تصویری مادی و محسوس که با زندگی و حرکت، جریان مییابد.
-رهایی از جبر کوری که قهرمان تئاتر یونان در چنگال آن اسیر است، و آگاهی به این نکته که رقم زننده عاقبت خیر یا شر انسان، خود انسان است.
-شرکت خدا و مالکان دوزخ در گفت و گویی انسانی و آزاد با انسان که حادثه را منطقی میکند و مسافت بین دو جهان-دنیا و آخرت-را کاهش میدهد.
-ارشاد یا تعلیم غیر مستقیم تا آنجا که از ذکر جزئیات خودداری میکند و تنها به ذکر کلیاتی میپردازد که راه درست و اندیشه صحیح را به انسان بنمایاند.
-دگرگونی:صحنههای قرآنی تنها به این بسنده نمیکند که واقعیت فکر بشری و راه و روش آن را برملا سازد. بلکه سعی در تفسیر و دگرگون ساختن آن دارد، و این تفسیر و دگرگونی را نیز تنها بر اساس ترساندن انسان از عالم غیب (روز آخر)استوار نمیسازد.بلکه با کنار زدن پردههای ظاهری دنیا به انسان کمک میکند تا شیوه زندگیاش را تغییر دهد و تفکر ناصواب خویش را تصحیح نماید و راه و روش درستی را در زندگی پیش بگیرد.
-و کلام آخر اینکه درام در صحنههای قرآنی، درام تغییر و دگرگونی است.
یادداشتها:
1.این مقاله ترجمه خلاصه شدهای است از بخش اول مقاله«طرحی دیگر برای تئاتر عربی»نوشته«عبد الفتاح قلعهچی»که در مجله «الموقف الادبی»شماره(149 و 150)به چاپ رسیده است.
2.عنتره:عنترة بن شداد بن عمرو بن معاویه بن قراد عبسی.از مشهورترین سوارکاران(فارسان)عرب در دوره جاهلیت.وی در طبقه اول شعرا قرار دارد و از اهالی نجد میباشد.عنتره به مناعت طبع و پاک سرشتی در میان اعراب اشتهار داشت.کتابی که به عنتره نسبت میدهند، داستان خیالی به نام قصه عنتره میباشد که فرنگیان آن را یکی از بهترین آثار ادبی عربی محسوب میدارند-نقل به اختصار از فرهنگ معین.
3.آیههای قرآنی متن نمایش به ترتیب:سورههای اعراف آیه 37، ملک آیه 8، ص آیه 60، احزاب آیههای 66 و 67، اعراف آیه 38، انعام آیه 27 میباشد.
Http://www.telegram.me/arabiantheater